تماس با مااطلاعیهلینک

صفحه اول

 

 

پیرامون چند نکته عاجل

مصطفی صابر

 

1) هشت مارس و کارگران واحد

 

علی القاعده باید 8 مارس امسال پرقدرت تر و پر شکوه تر از هر سال برگزار گردد. چرا؟ چون شاهد بوده ایم - و این بویژه در جریان اعتصاب و مبارزه کارگران واحد آشکارتر بود، که جامعه بیش از پیش به چپ میچرخد. هشت مارس یک روز چپ جامعه است و اکنون چپ و صف آزادی و برابری در جامعه باید در هشت مارس سر و گردن نشان دهد. اما آیا چنین خواهد شد؟ باید حتما تلاش کنیم که چنین شود. ولی روندهای معکوس و بازدارنده هم وجود دارد. مهمتر از همه تهدید حمله نظامی آمریکا از یکسو و جنگ طلبی آشکار جمهوری اسلامی از سوی دیگر  است که میخواهد فضای رعب ومیلیتاریستی بوجود آورد و ناسیونالیسم را پشت سر خود بسیج کند و جلوی حرکات توده ای که برای به زیر کشیدن رژیم اسلامی است را سد کند. در کنارسرکوب و وحشیگری جمهوری اسلامی،  این ترس از آینده مهیبی که در انتظار جامعه ایران است شاید چنان برخی را در خود فرو برده باشد که زیاد فکر 8 مارس نباشند. آشکار است که این غلط است. اتفاقا آینده مبهم و ترسناکی که اوضاع جهانی و به سیم آخر زدنهای جمهوری اسلامی برای حفظ خود جلوی جامعه گذاشته، طلب میکند که صف آزادیخواهی و برابری طلبی هرچه وسیعتر و پرقدرت و پر صدا تر برای خواسته ها و مطالبات خود به میدان بیاید. هشت مارس یکی از این فرصت ها است. دانشجویان، معلمان و همه کسانی که خواهان آزادی و برابری و رهایی زن هستند باید فعالانه در گرامیداشت 8 مارس و بویژه اجتماع بعد از ظهر 17 اسفند در پارک لاله شرکت کنند .

در این میان باید بر نقشی که کارگران واحد و خانواده های آنان (بویژه خانواده های کارگران زندانی و اخراجی) میتوانند ایفاء کنند تاکید کرد. کارگران واحد باید بکوشند امسال 8 مارس تهران را روز خود قلمداد کنند و برای رهایی زن قدم به میدان گذارند و در عین حال خواسته های خود را هم مطرح کنند. این هم به نفع 8 مارس است و هم کارگران واحد. کارگران واحد اگر بخواهند به خواسته های خود برسند باید بعنوان یک نیروی فعال و تاثیر گذار سیاسی ظاهر شوند. هرجا اعتراض و مبارزه ای هست کارگران واحد باید حضور بهم رسانند و ضمن حمایت از آن مبارزه خواسته های خود را هم مطرح کنند. ضمن اینکه هشت مارس در اساس یک روز کارگری است.  منشاء آن مبارزه طبقه کارگر است و بینانگذاران آن رهبران وقت طبقه کارگر بودند. هشت مارس قبل از هرچیزی انعکاس اعتراض طبقه کارگر به بی حقوقی زن در جامعه معاصر است که بیش از همه فشارش بر همین طبقه است. راستش کارگران باید خیلی هشت مارس را جدی بگیرند و فعالانه در آن شرکت کنند و اکنون که کارگران شرکت واحد در پیشاپیش طبقه کارگر گام برمیدارند حتما باید بکوشند نقش فعالی ایفاء کنند.

 از آنسو به نظر من یک مطالبه جدی 8 مارس امسال در ایران باید دفاع صریح و روشن از مطالبات و خواسته های کارگران واحد باشد. جنبش رهایی زن در ایران و هشت مارس امسال نمی تواند به بی حقوقی های آشکاری که به کارگران شرکت واحد و خانواده های آنان روا شد بی اعتنا باشد. هم اکنون جمعی از فعالین جنبش زنان در اطلاعیه ای مشترک از مطالبات کارگران شرکت واحد حمایت کرده اند. (در این شماره چاپ شده است.) در اجتماعات هشت مارس امسال این خواسته ها و مطالبات لازم است مورد حمایت صریح قرار گیرد.

 

2) تهدید جنگ، خطر پاسیفیسم

 

اما نکته دیگر که هشت مارس را نیز میتواند تحت تاثیر قرار دهد، مساله خطر حمله نظامی آمریکا است. بی شک باید این تهدید حمله را محکوم کرد و مانع آن شد. اما باید بسیار مراقب بود که به دفاع ضمنی از جمهوری اسلامی در نغلتید. بیشتر از این، باید مراقب بود که مخالفت با حمله نظامی آمریکا تیغ تیز حمله ما به جمهوری اسلامی را کند نکند. این مساله هم در داخل و هم در خارج کشور حائز اهمیت است.

در داخل کشور موضوع بسیار روشن است. تاکید یک جانبه بر شعارهای ضد حمله آمریکا (با توجه به اینکه طرح شعارهای ضد جمهوری اسلامی آسان نیست)  براحتی فضا را به نفع رژیم خواهد چرخاند. حتی احتمالا رژیم اسلامی سعی خواهد کرد که نمایشات ضد آمریکایی راه بیندازد و مثل همیشه با شعار مرگ بر آمریکا و یا "فن آوری هسته ای حق ماست" و غیره تلاش های هشت مارس را نیز سرکوب کند. لذا خیلی روشن است در اجتماعات هشت مارس باید در وحله اول اعتراض علیه حجاب و آپارتاید جنسی و شعارهای ضد جمهوری اسلامی  را برجسته کرد. وقتی به جنگ و حمله نظامی اشاره میشود باید به ضدیت آن با منافع مردم و تضعیف مبارزه علیه جمهوری اسلامی پرداخت و تاکید کرد که به مبارزه مردم برای آزادی  و برابری لطمه میزند.

[an error occurred while processing this directive]

اما در سطح جهانی موضوع حتی اهمیت بیشتری دارد. چرا که در ایران یک جنبش انقلابی سرنگونی طلبانه در جریان است که بطور غریزی هم میداند در هر تحول آتی باید امر خود را پیش ببرد و از شر رژیم اسلامی خلاص شود. اما در سطح جهانی آنجه که بر اذهان توده های مردم آزایخواه ( همان نیروی سوم که از تروریسم اسلامی و از میلتاریسم دول غربی هردو بیزار است) حاکم می باشد،  نوعی پاسیفیسم و انساندوستی لیبرالی است. این موضع خواهان حفظ وضع گذشته و شلوغ نکردن دنیا و علیه هردو سو است و از این زاویه قطعا علیه تهدید نظامی آمریکا و خطر جنگ به میدان خواهد آمد. (همچنانکه دیدیم در دوره حمله نظامی آمریکا به عراق فعالانه و در ابعاد بی سابقه چنین کرد.) اما این گرایش پاسیفییستی عملا قادر نیست در جنگ و جدال دو قطب اوباش تروریست و ژنرال های دنیا کار فعال و جدی برای تغییر اوضاع موجود به نفع مردم به پیش ببرد. (همچنانکه دیدیم در دوره جنگ علیه عراق نهایتا نتوانست!)  لذا این ما هستیم، کمونیست های کارگری،  که باید پلاتفرم و استراتژی دخالتگرانه ای در برابر این نیروی سوم قرار دهیم. و یک بند اصلی و کاملا عملی این پلاتفرم  خواست سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و حمایت فعال از جنبش انقلابی مردم ایران برای آزادی و برابری است. نباید صرفا گفت به ایران حمله نکنید. باید بلافاصله گفت از مردم ایران فعالانه حمایت کنید شر جمهوری اسلامی را از سر خودشان و دنیا بکنند! این موضع همه مردم آزادیخواه دنیا باید باشد. و این ما هستیم که باید آنرا به پرچم دنیا ی متمدن و آزادیخواه تبدیل کنیم. (در مورد خطر این گرایش پاسیفیستی باید بیشتر بحث کرد ولی توجه شما را به قسمت دوم مقاله منصور حکمت "دنیا پس از 11 سپتامبر" که در این شماره آورده ایم جلب میکنم.)

 

3) پول و انقلاب، یک پیشنهاد

 

و اما نیرویی که بویژه باید چنین نقش فعالی نه فقط در صحنه سیاست ایران که دنیا بعهده بگیرد، همچنانکه شماره قبل هم تاکید کردیم، حزب کمونیست کارگری است. در همین شماره میخوانید که رادیو انترناسیونال بعد از شش سال بدلیل فقدان تامین مالی تعطیل میشود. درست است که بلافاصله رادیو 24 ساعته ماهواره ای آغاز بکار میکند، و چه بسی این رادیو مخاطبین جدیدی برای حزب بدست می آورد، اما تعطیل رادیو انترناسیونال به معنای قطع ارتباط ما با توده وسیعی است که به رادیوی موج کوتاه ما دسترسی داشتند. باید اذعان کرد که این علامت خوبی برای حزبی که وظایف تاریخی سرنوشت سازی روی دوشش قرار گرفته نیست. مضافا اینکه باید توجه داشت هم اکنون قدرت تبلیغاتی حزب (بویژه در فقدان رادیو انترناسیونال) بهیچ وجه برای نقشی که میخواهد ایفاء کند کافی نیست. برای مثال اکنون لزوم پخش برنامه های تلویزیون انترناسیونال و کانال جدید از ماهواره هات برد شدیدا احساس میشود و ما پول تامین آنرا نداریم.

راستش قابل تعمق است حزبی که به آن نحو درخشان در جریان اعتصاب و مبارزه کارگران شرکت واحد ظاهر شد و حمایت و نفوذ توده ای وسیعی بدست آورد، اکنون درست در بحبوحه یک اوضاع متحول و انقلابی  بخاطر مشکل مالی فعالیت اش آنطور که لازم است پیش نرود. این تنها نشان اینست که ما قادر نشده ایم نفوذ اجتماعی خود را به سازمان و به حمایت مالی منظم تبدیل کنیم. راستش تامین پول برای فعالیت های فعلی و گسترش فعالیت های آتی حزب یک آزمون بزرگ و یکی از مهمترین شرایط لازم برای اینست که ما به مردم نشان دهیم که میتوانیم رهبری مبارزه آنها را برعهده بگیریم، میتوانیم جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم و اوضاع بعد از آن را اداره کنیم. میخواهم بگویم مساله صرفا تامین مالی برای رادیو انترناسیونال نیست، مساله این است که اگر ما نتوانیم به مشکل مالی و مساله پول پاسخ صحیح بدهیم این بطور همه جانبه و تلخی روی سرنوشت و نقشی که در تحولات آتی میتوانیم ایفاء کنیم تاثیر منفی خواهد گذاشت.

یکی از آخرین و حساسترین مراحل مسیر ما  در سیری که از "گروه فشار به حزب سیاسی" داشته ایم (به بحث درخشان منصور حکمت تحت عنوان "حزب و جامعه" مراجعه کنید.) همین تامین یک سازمان مالی منظم و تامین منابع مالی قابل اتکاء است. برای حزب خلاف جریانی که تکیه گاه اصلی اش اعضاء و کمک های دوستدارانش است، تامین مالی به معنای کار عظیم سازمانگرانه و رابطه ای تنگاتنگ با جامعه است. فقط پول نیست، سبک کار و سازماندهی و ارتباط و تربیت کادر و کلی کار است.  ما تازه در این راه پا گذاشته ایم. (کمپین مالی آگوست گذشته که حدود 120 هزار دلار در عرض یک ماه جمع شد، آغاز این راه  و فقط یک گوشه کار بود.) باید اذعان کنیم که هنوز خیلی چیزها باید در این زمینه یاد بگیریم و راه کوفته شده ای در مقابل ما قرار ندارد. اما این وقت میخواهد و حزب فورا به پول نیاز دارد، چه باید کرد؟

من فقط یک پاسخ به نظرم میرسد: قدری فداکاری!

آری ما برای تبدیل کردن نفوذ اجتماعی مان به سازمان و پول و همچنین ایجاد یک سازمان مالی روتین و منظم تامین درآمد (مثل میزهای مالی اطلاعاتی) برای جمع آوری منظم حق عضویت ها در خارج و ایران و غیره احتیاج به وقت داریم ولی در عین حال همین الان احتیاج داریم که روی هات برد برویم و فعالیتمان را گسترش بدهیم. یعنی  برای رسیدن به آنجا باید بر همین منابع موجودمان اتکاء کنیم یعنی همین اعضا و کادر و دوستدارانی که همین امروز بر ضرورت و اهمیت نه فقط حفظ که گسترش فعالیت حزب پی برده اند. راستش انقلاب بدون فداکاری ممکن نیست. اما فداکاری که مد نظرم هست به مراتب کمتر از فداکاری است که بسیاری از ما تک تک در مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی و برای آزادی و برابری بارها انجام داده ایم. و این فداکاری قطعا می ارزد. سرنوشت جامعه ایران و شاید جهان در ماههای آتی رقم میخورد و فعالیت کوبنده و همه جانیه و شاداب حزب (که همه اینها در عین حال پول میخواهد) میتواند یک عنصر تعیین کننده در کوبیدن مهر انسانی و آزادیخواهانه بر تحولات باشد. تصورش را بکنید اگر 200 نفر پیدا شوند و نفری 5000 دلار با هر قرض و قوله ای هست تهیه کنند و یکباره یک میلیون دلار به حزب بدهند، آنوقت میتوان امیدوار شد که این حزب خواهد توانست که در این دوره حساس فعالیت اش را بسط و گسترش دهد و در عین وقت و فرصت بدست خواهد آورد تا  ظرفیت های موجود را به سازمان و تامین روتین پول تبدیل کند.

 

 

 

 

تماس با مااطلاعیهلینک

صفحه اول

 

به سایت سازمان جوانان خوش آمدید Resources

jawanan.org v 4_3