



هیچ کس غیر قانونی نیست!
دریا کیانی – تورتنو
دراول اوریل امسال ما شاهد یک راهپیمایی بودیم که در دفاع از حقوق مهاجرین " غیر قانونی" بود. این راهپیمایی توسط کمپین " هیچ کس غیر قانونی نیست" سازمان دهی شده بود. این کمپین تلاش دارد تا علیه سیاست های غلط دولت در مورد برگرداندن پناهندگان مقاومت نماید. در این راهپیمایی سخنران متعددی از کشورها ی مختلف در حمایت از حقوق پناهندگان و اعتراض به دیپورتهایی که اخیرا صورت گرفته سخنرانی کردند. محمود احمدی یکی از سخنرانان این راهپیمایی بود او در قسمتی از سخنان خود چنین می گوید" ما شهروندان این دنیا هستیم و غیر قانونی نمی باشیم. آنچه که غیر قانونی است نظام سرمایه داری است که باعث فقر، بیکاری، جنگ و پناهنده شدن انسانها می شود."
[an error occurred while processing this directive]
اصولا دیپورت کردن یک حرکت ضد انسانی است. ولی بدتر از آن این است که بدانیم ثروتمندان هرگز دیپورت نمی شوند. آنها می توانند در هر کشوری که اراده کنند اقامت قانونی داشته باشند. در واقع ثروتمندان قانونی ترین شهروان این دنیا هستند. پس با کشیدن این مرزها فقط قشر کم درآمد و فقرا را در زنجیرهایی نامرئی قرار داده اند. این سیستم سرمایه داری است که اجازه زندگی کردن به قشر کم درآمد را در کشور دلخواهش نمی دهد. یعنی فقراست که آنها را غیر قانونی می کند. و هیچ کشوری حاضر به پذیرفتن آنها نیست. زیرا آنها می خواهند در آرزوی یافتن زندگی بهتر و انسانی تر مهاجرت کنند. پس می توان گفت به نوعی آنان بردگان دولتها هستند. و بردگان هرگزحق انتخاب نداشته و ندارند. آنهار در هرکجا که به دنیا بیایند مجبورند که هما ن جا باشند و به هر کجا که فرار کنند به ملکانشان برگردانده خواهند شد. حتی اگر با خطر مرگ روبرو باشند. برده داران دیروز دولتمردان امروز هستند. آنها بارها و بارها پناهجویان را به کشورانشان بازگرداندند تا طناب دار به گردنشان انداخته شود. زیرا از زمان برده داری این مجازات برده فراری بوده است. درزمانی نه چندان دور تمام برده ها در مقابل برده داری ایستاده و این سیستم غلط از استثمارانسانها توسط مالکان، برانداخته شد.
حالا زمان آن رسیده که تمام انسانها یی که هرگز حقی برای انتخاب ، حقی برای رسیدِن به خوشبختی و حتی حقی برای زنده ماندن، نداشته و ندارند برخاسته و درمقابل این سیستم غلط سرمایه داری از استثمار انسانها توسط کارفرمایان و دولمتردان بایستاند. حالا سرمایه داران با همکاری دولتها با تعیین قوانینی به نوعی متمدانه تر و " قانونی تر" انسانها را استثمار می کنند. باید به آنها بگوییم که می خواهیم به عنوان یک انسان در هر کجا که آزادی و خوشبختی برایمان نزدیک تر و قابل لمس تر باشد زندگی کنیم. پس باید این مرزهای فرضی را اول از مغزهایمان و بعد از روی کره زمین پاک کنیم.
در حاشیه
دریا جان مرسی بابت این نوشته. البته یک چیز را هم بگم. سرمایه داری نظامی است که تاریخ آن با بزرگترین مهاجرت های بردگان (بردگان مزد) گره خورده است. این بویژه در قرن 18 و 19 ابعاد عظیمی داشت و آمریکا عملا ساخته و پرداخته همین کارگران مهاجر است. در قرن بیست هم تا وقتی که دنیای دو قطبی بود و هنوز هرگاه به نیروی کارگر مهاجر احتیاج باشد، دولت های سرمایه داری انعطاف بیشتری در سیاست های پناهندگی خود نشان داده و میدهند. اکنون در به نظر میرسد که دوره حاد و اعمال سیاست های خشن علیه پناهندگان است. در هر حال مساله بر سر نیازهای بازار کار سرمایه داری است. وقتی نیازی برای نیروی کار مهاجر نباشد دولت بعنوان نماینده سرمایه داران بقول تو مثل برده دار باستان عمل میکند و برده مزد به کشور خودش برمیگرداند. اما وقتی که نیاز به نیروی کار مهاجر باشد به کارگر مهاجر اجازه میدهند وارد شود و آزادانه برده دار مطلوب!! (یا بهترین خریدار نیروی کار) خود را پیدا کند. بقول تو کل این بساط ضد بشری و این مرزها و موانع را بهمراه سرمایه داری باید برچید.
مخلص مصطفی صابر.