|
روز پان آدمیسم!
جمشید
از
تبریز 14/3/85
مصطفی صابر عزیز سلام،
18 تیر
روز پان آدمیسم ، پان انسانیسم است. دشمن انسانیت
سرمایه داری است . زبان ، رنگ
، نژاد مرز، جنس و هر چیزی
که باعث تفرقه شود استثمارگر
را خوشحال میکند . از نظر او
دشمنی با هر چیزی مجاز است
بغیر از پول و سرمایه که خط قرمز اوست. از نظر او پول
خداست و چرک دست نیست و
حاظر به عقب نشینی حتی یک قدم نمیشود تنها راه حل
نابودی او
با برابری و آزادی است .
برای بالا بردن قدرت تمیز و ادراک
بایستی اول به کامپیوتر مغز آنتی
ویروس نصب کرد.
که از ورود ویروسهای خرافات
و پوچ به برنامه ریزی جلوگیری شود.
همانقدر که مایلم سر به تن
سرمایه دار چپاولگر نباشد همان مقدار هم برای کامپیوتر
های پر از ویروس اگر قادر
به بازسازی نباشند .
18 تیر نقطه ی عطف انقلاب 85 است و
در این روز دانشجویان آزادی خواه
قصابی شدند و سینه هایشان
را برای من و تو سپر بلا کردند. جهالت و بی خبری تا به
کی ؟
به نفع دشمن خود قدم برداشتن یا
جنبش کور که همان نوکر بی جیره و
مواجب است تا به کی؟
مرگ با عزت شعور است تا قبول ذلت.
پس برای 18 تیر باشکوه به
پیش میتازم تا
خا مــــنه ای ها را به
سوراخ موش برانم و تا آن روز بزرگ و تاریخی
زندگی را به کامشان تلخ
خواهم کرد. و تا پول نفت ها را بالا نیاورند آرام
نگیرم .
امروز آذربایجان کاری کرد که بوی
انقلاب میداد و پاپ ها وتونی بلرها
را نگران کرده بود.18
تیر آذربایجان انتقام خونین
از شهدای انقلاب خود خواهد گرفت که
خامــنه ای ها پول نفت را
استفراغ کنند و مثل صدام به سوراخ موش بخزند این بار
اجازه نمیدهیم انقلابمان
منحرف شود
و شکست بخورد هر قانونی که اراده
مردم در آن نباشد نخواهیم پذیرفت و
التماس نمیکنیم
.
از بهترین لذت های دنیا لذت انتقام
است به ازای هر قطره خون دانشجو
هزاران بسیجی را تکه تکه
خواهم کرد. تا آن روز مردم را به دوستی و ارتباط با
یکدیگر
فرا میخوانم هر چه دوستی ها و عشق
قوی تر شود ارتجاع ضعیف تر میشود . انقلاب 85
مبارک باد
.
شعا رهایی که 18 تیر در تبریز
خواهم داد :
نفت پولینن بوغما منی دیل داوا
سینن کسمه منی یوخا چیخا سان خامنه
ای
بو انقلابدی چورک داوا
سیدی کاریکاتور بهانه دی یوخا چیخا سان خامنه
ای
هارای هارای من انقلاب
ایستیرم هارای هارای من حقیمی ایستیرم
هارای هارای من آزادلیق ایستیرم
بیزیم دوشمنی میز سرمایه دار
نوکریدی یوخا چیخا سان خامنه ای
به امید پیروزی و تشکل و سازمان
دهی!
جمشید از
تبریز 14/3/85
در حاشیه
جمشید عزیز اگر اشتباه نکنم اولین
بار است که برای نشریه ما مطلب میفرستی و خیلی خوشحالم
که این کار را کردید و امیدوارم که ادامه بدهی و
بتوانیم بیشتر باهم آشنا بشویم. تاکید شما بر پان
آدمیسم (که ترکیب لغوی ساخته خودتان است و در برابر
پان ایرانیسم و پان ترکیسم و کلا ناسیونالیسم قرار
میگیرد) جالب و موثر است. همینطور تاکید بر 18 تیر
بعنوان روزی برای متحد شدن علیه جمهوری اسلامی و برای
آزادی برابری در همه شهرها درست است. اما چند ملاحظه
هم دارم که دوست دارم با شما در میان بگذارم.
[an error occurred while processing this directive]
اول اینکه خوب بود که ترجمه فارسی
شعارهای ترکی را هم مینوشتید تا خوانندگانی که ترکی
بلد نیستند (از جمله خود من) بتوانند قضاوت کنند. نکته
دوم در مورد انتقام است. به نظر من انتقام لذتی که
ندارد، یک احساس تکامل نیافته است. همان فلسفه عدالت
"خون در برابر خون" باقیمانده از جوامع گذشته است که
تا به امروز هم دوام آورده است. احساس انسان در جوامع
جهانسومی پر از سرکوب و بی حرمتی است. حتی اگر این
انتقام بخواهد از جمهوری اسلامی جنایتکار باشد باز لذت
بخش نیست. میدانم که شما زیر دست بسیجی ها چنان خشمگین
هستند که میخواهید آنها را تکه تکه کنید. و میدانم که
چاره ای هم نیست بالاخره باید جمهوری اسلامی را به زور
انداخت و متاسفانه روزی باید به روی اینها شکلیک کرد و
پایین شان کشید. ولی همه این ها با ما تحمیل میشود.
اگر میشد که بدون یک قطره خون از شر جمهوری اسلامی رها
شد، باید همان راه را میرفتیم. ما نباید اجازه دهیم
شرایط سخت و غیر انسانی که به ما تحمیل کرده اند
احساسات ما را تنزل دهد. سنت مبارزه ما با سنت
شهادت طلبی و انتقام جویی نوع شیعه سرخ علوی فرق دارد.
سنت ما سنت مبارزه طبقه کارگر و سرشار از انسانیت و
احترام به نفس انسان است. بقول خودت ما پان انسانیست
هستیم و اینرا باید در هر وجه رفتار و شعارهایمان نشان
دهیم.
یک نکته دیگر هم مربوط به پول نفت
است. پول نفت تنها وجهی از ارزش اضافه تولید شده توسط
طبقه کارگر (و در این مورد طبقه کارگر جهانی) است که
توسط دولت و سرمایه داران در ایران بالا کشیده میشود و
یا مظابق میل آنها صرف میشود. اگر بر پول نفت تاکید
زیادی بکنیم کل ماهیت مناسبات موجود یعنی سرمایه داری
را از زیر تیغ انتقاد کارگر و انقلابش در کرده ایم.
حتی اگر پول نفت را هم بالا نکشند و "عادلانه" صرف
کنند باز در این مناسبات کارگر برده مزد است، استثمار
میشود و باید تمامی این مناسبات ضد بشری را واژگون کرد
و با مناسباتی که متکی بر تعاون آزادانه انسان ها و
مالکیت اجتماعی برای وسائل تولید است جایگزین نمود.
دستت را میفشارم و بازهم منتظر
نوشته هایت هستیم.
مخلص مصطفی صابر.
|