|
مبارزه ملی یا طبقاتی!؟
مهران نسین، تبریز
شعارهای ناسیونالیستی عملاً به نفع
چه کسانی تمام
شد
میدانید که پس از انتشار
کاریکاتوری در ویژه نامه
ی کودک روز جمعه ی روزنامه
ی ایران (که ارگان رسمی دولت است) که توهینی به مردم
تورک
زبان بود، ده ها هزار نفر در تبریز
و دیگر شهرهای آذربایجان به خیابان آمده و به
اعتراض پرداختند. شیشه و
خودپرداز بانک ها و ادارات دولتی شکسته شد، یک بانک در
تبریز و یک بانک دیگر در
اردبیل به آتش کشیده شد، پرچم جمهوری اسلامی در
استانداری
به زیر کشیده و پاره شد. اعتراض
کنندگان تبریز در روز اول خرداد یک صد هزار نفر
تخمین زده می شود. تعدادی
جان خود را از دست دادند، عده ی بیشتری زخمی شدند و
صدها نفر دستگیر شدند.
اعتراضی که بعد از انقلاب سال پنجاه و هفت کم سابقه
بود. کل
معترضان در شهرهای مختلف بالای یک
میلیون نفر بود (کل مردم معترض در تبریز، اردبیل،
ارومیه، زنجان و ...).
اکثریت تظاهرات کنندگان جوانان
طبقات محروم و فرودست جامعه
بودند ولی رهبری این
اعتراضات را بازاریان و طبقات مرفه جامعه (بورژوازی)
به دست
گرفت و عملا با شعارهای
ناسیونالیستی اعتراضات را به نفع خود و کل سرمایه داری
پیش
بردند. جوانان محروم جامعه به
دنبال بهانه ئی بودند تا خشم خود را از نابرابری های
جامعه ای که سرمایه بر آن
حاکم است نشان بدهند. ولی متاسفانه نیروهای
اپورتونیست (فرصت طلب) مثل
قارچ پیدا شدند و این اعتراض را با شعارهای
ناسیونالیستی
به سمتی پیش می برند که
مردم زحمت کش دیگر مناطق ایران به این اعتراض نپیوسته
و
عملاً باعث شکست این خیزش شوند.
احمد اوبالی که رهبر خودگمارده ی
این اعتراضات است
در گوناز تی وی ادعا می کند
که مردم فارس و ارمنی و روس (که اکثریت این مردم، زحمت
کش و کارگر هستند) دشمن
مردم تورک هستند!! احمد اوبالی هیچ گاه نمی گوید که
صاحبان سرمایه در آذربایجان
که پدر کارگران تورک زبان (و همینطور فارس زیان و
ارمنی و غیره) را درآورده اند نیز غالبا تورکند. و
سرمایه داران اصفهان و
شیراز و کرمان هم مثل کارگران همان شهرها در قاموس
تقسیمات ایشان فارس هستند.
[an error occurred while processing this directive]
ایشان
هیچ گاه نمی گویند که چرا
در اتوپی ایشان که جمهوری آذربایجان باشد فقر و فحشا
بیداد می کند! چرا در آن
کشور کوچک بیش از یک میلیون انسان به خاطر جنگ سرمایه
داران تورک و ارمنی آواره
هستند. دشمن کارگران منتسب به تورک و فارس و ارمنی و
روس و کرد و ...
مشترک است و آن رژیم و سیستم
سرمایه داری می باشد
لنین در مقاله ی «حق ملل در
تعیین سرنوشت خویش» با بینش
علمی و انتقادی ریشه و پایه ی جنبش های ملی را به خوبی
روشن می کند:
«پایه ی اقتصادی جنبش های
ملی را این موضوع تشکیل می دهد که برای
پیروزی کامل تولید کالائی،
بازار داخلی باید به دست بورژوازی تسخیر گردد و باید
اتحاد دولتی سر زمین هایی
که به زبان واحدی تکلم می نمایند عملی گردد و در عین
حال
هر نوع مانعی از سر راه تکامل این
زبان و تحکیم آن در ادبیات برداشته شود. زبان
مهمترین وسیله ی آمیزش بشری
است؛ وحدت زبان و تکامل بلامانع آن یکی از مهمترین
شرایط مبادله ی بازرگانی
واقعاً آزاد و وسیع و متناسب با سرمایه داری معاصر و
یکی
از مهمترین شرایط گروه بندی آزاد و
وسیع اهالی به صورت طبقات جداگانه و بالاخره شرط
ارتباط محکم بازار با انواع
تولید کنندگان خرد و کلان و فروشنده و خریدار است.
بدین جهت تمایل و اشتیاق
هر نوع جنبش ملی
که بتواند این خواست های
سرمایه داری معاصر را به بهترین وجهی برآورده
نماید.»
ریشه ی جنبش های ملی و
تمایل به تشکیل
دولت ملی در سرزمین هایی با
زبان مشترک تنها برای کنترل بر بازار است. این در مورد
جنبش های ملی اخیر مطرح شده
از گوناز تی وی نیز صادق است. قطعنامه ی صادر شده در
مقابل مجلس نیز آشکارا
خواهان حمایت بیشتر از سرمایه داران آذربایجان برای
تاسیس
کارخانجات بزرگتر(و در نتیجه
استثمار کارگران بیشتر و با شدت بیشتر) است.
طبقات
محروم و زحمت کش جامعه ی
ایران لازم است به دقت منافع طبقاتی خود را شناخته و
با
طرح شعارهای سوسیالیستی و کارگری
این اعتراضات را علیه سرمایه داری رهبری
نمایند
درحاشیه
مهران عزیز، خسته نباشی از نوشته و
همینطور اخبار و گزارشاتی که طی روزهای گذشته فرستادی.
واقعا آدم وقتی مارکسیست های جوانی مثل شما را می بیند
روحش باز میشود. مهران جان دقت کن تعریفی که لنین
میدهد از ناسیونالیسم دوره خودش است. ناسیونالسم دوره
ما حتی به نسبت دوره لنین بسیار وحشتناکتر و ضد بشری
تر است. حقیقتا در دوره او هنوز بازار ملی واحد در
خیلی جاها می بایست بوجود بیاید و ناسیونالیسم پرچم
ایدئولوژیک بورژوازی برای ایجاد بازار ملی و بسط
مناسبات کالایی و صد البته استثمار کارگران بود. آنوقت
ناسیونالیسم خیلی جاها با بقایای فئودالیسم و ارتجاع
مورد پشتیبانی قدرت های استعماری نیز در میافتاد.
الان ما با آن نوع ناسیونالیسم روبرو نیستیم. الان
ناسیونالیسم تنها و تنها علیه طبقه کارگر و برای سرکوب
وحشیانه اوست. ناسیونالیسم عصر ما بشدت ارتجاعی است.
الان بازار ملی و جهانی بسیار بسط یافته ای وجود دارد
و حتی کوره دهات نیز به حیطه سودآوری سرمایه وصل شده
اند. در ایران به قول خود تو سرمایه دار ترک زبان و
فارس زبان و ارمنی و کرد و غیره همه دارند از نعمات آن
برخوردار میشوند و کارگران را استثمار میکنند.
ناسیونالیسم قومی دوره ما پدیده دیگری است و نمی شود
پایه آنرا اساسا تشکیل بازارهای ملی دانست. بلکه ریشه
در واقعیت های دیگری در اواخر قرن بیست و اوایل قرن
بیست یکم دارد. بیشتر ناشی از مبارزه طبقاتی و برای
جلوگیری از عروض کارگر و سوسیالیسم است. ناسیونالیسمی
است بسیار ارتجاعی، وحشی، خونخوار و انعکاس وحشیگری
سرمایه داری در عصر ما است. ما هفته قبل بخشی از مقاله
منصور حکمت را چاپ کردیم که اتفاقا همین تفاوت
ناسیونالیسم عصر ما و عصر لنین و مارکس را مورد بحث
قرار داده بود. خوبست باردیگر به مقاله درخشان منصور
حکمت (ملت، ناسیونالیسم و برنامه کمونیستی) رجوع کنی.
خسته نباشی، مصطفی صابر
|